خرید بک لینک

سه ره پیداست
نوشته بر سر هر یک به سنگ اَندر
حدیثی کَش نمیخوانی بر آن دیگر
نخستین: راهِ نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دودیگر: راه نیمَش ننگ، نیمَش نام
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام
سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم../

برچسب: نویسنده: شیوا حیدریان تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 5:32

سرما خورده بودم؛ یکی از بدترین سرماخوردگی های عمرم. بدنم درد میکرد و سرم بیشتر. توی یک اتاقی بودیم که هیچکس نبود. سرم را گذاشتم روی پایش و چشمهایم را بستم. کمتر از چند ثانیه طول کشید تا خوابم برد.اکثراً توی خواب ناآرامم. اینبار هم یکهو با لرزش شدیدی از خواب پریدم. برای کمتر از یک ثانیه نمیدانستم کجا هستم. اضطراب تمام ذهنم را پر کرد. بعد، اطلاعات با سرعت به مغزم سرازیر شدند. زمان و مکانم را تشخیص دادم. اضطراب سریعاً جایش را به آرامش داد، آرامشِ مطلق. سرم را بلند کردم. داشت نگاهم میکرد. بلند شدم. بغلش کردم. عطرش پیچید توی سرم. برای آن لحظه آرامش، تمام دنیا را هم که بگردم، هیچ جای دیگری پیدا نمیشود. + از هم گسیختگیِ ناشی از یادِ تو افتادن، چیزی نیست که بتونم فرار کنم ازش.

برچسب: نویسنده: شیوا حیدریان تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 5:32

155. وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ؟


لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَد
وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ
وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ...

+تاریخ پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۶ساعت 16:52 نویسنده نگین |


برچسب: نویسنده: شیوا حیدریان تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 5:32

صفحه بندی